تبلیغات
از دیوار این مصراع - نامه های عاشقانه من

نامه های عاشقانه من

یکشنبه 2 آذر 1393 04:27 ب.ظ

نویسنده : مونا گلناز

سلام
انقدر غر میزنی از دست اینباکس هااااااااااات که دلم نمیاد ی دونه دیگه بهشون اضافه کنم . حسابی خسته نباشی ، یکم دیگه تحمل کن تموم میشه و میتونی بیای ، تولدت رو جشن بگیری ، البته اگر یکم آروم و قرار بگیری ، نمیدونم اسمش رو چی باید بزارم ، تولدت ، میلادت ، زادروزت ، سالگردت ، ولی دلم میخواد اولین نفری باشم که بهت تبریک میگم ، امیدوارم همه چی توی دنیات برای همیشه آبی باشه  . اگر اولین نفر نیستم بگو که آخر آبان بهت تبریک بگم که حداقل آخرین نفر باشم ;)  .
ی هایکو که دو سال دارم روش کار میکنم ، امیدوارم تا روز تولدت بتونم تمومش کنم ، دیگه کلافه ام کرده ، شیطونه میگه برم تو گاه نماهای وبلاگم بنویسمش و از شرش راحت شم ، ولی دلم نمیاد همینجوری رو هوا بذارمش ،   زیردوخمم و گرفته داره میزنتم زمین . اما علی الحساب ی شعر خووووووووب برات میفرستم ، که شاید ازش لذت ببری .

با یاد شانه های تو سرآفریده است
ایزد چقدر شانه به سر آفریده است

 معجون سرنوشت مرا با سرشت تو
بی شک به شکل شیر و شکر آفریده است

پای مرا برای دویدن به سوی تو
پای تو را برای سفر آفریده است

لبخند را به روی لبانت چه پایدار
اخم تو را چه زودگذر آفریده است

هر چیز را که یک سر سوزن شبیه توست
خوب آفریده است اگر آفریده است

تا چشم شور بر تو نیفتد هر آینه
آیینه را بدون نظر آفریده است

چون قید ریشه مانع پرواز می شود
پروانه را بدون پدر آفریده است

غیر از تحمل سر پر شور دوست نیست
باری که روی شانه ی هر آفریده است

شادباشی
بااحترام
من




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -