تبلیغات
از دیوار این مصراع - برای پدربزرگم

برای پدربزرگم

دوشنبه 20 آبان 1392 07:08 ب.ظ

نویسنده : مونا گلناز
آخرین نفر
 از خودت بودی
ذره ای
از آخرین پدر
***
از روزهای سخت ترسیدم
از تخت خالی از سکنه
 آرزو کردم :
کاش حیوان بودی تا
موهایت سفید نمیشد
,
مثل آوازی سنگی
در سینه زندانی شدی ,
از زندگی سر ریز کردی
و در انقلاب چشمها و پافشاری دستهایم ,
دور میشدی
آنقدر دور که در ادامه ی یک لبخند
در یک عکس خوانوادگی آمدی .
آه !
نمیتوانم انسان نباشم
و ازین خواب برهانمت







نمیدونم چرا یهو همه ی وجودم به یاد اون افتاد . رفتم به وبلاگش سر زدم .



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 6 مرداد 1393 12:14 ق.ظ