تبلیغات
از دیوار این مصراع - برای تو , شهریوری خوب من

برای تو , شهریوری خوب من

جمعه 2 خرداد 1393 12:59 ب.ظ

نویسنده : مونا گلناز
از همان ثانیه که ثانیه ها درد شدند
از همان ثانیه ارض-اء شده ها مرد شدند
از همان ثانیه ها که تو به لبخند منی
از همه گریه و تخت و درد و اس-پرم و منی
از همیشه به تو مغلوب و به مفلوک خودم
اینکه جز با تو نه تحریک و نه ارض-اء نشدم
از همان ثانیه من حافظ حافظ شده ام
باز با باز و هم جنس خودم لز شده ام
من که بی وقفه تورا عاشقم و تب دارم
آنچه انگار که من مزد مرتب دارم
من کم آوردم و تو جز غم یوزت نخوری
کی شده نان و نمک نرخ به روزت نخوری
آه شهریوری گرم که بهمن شده ای
مثل یک نقطه ی اتمام تو در من شده ای
تو که در قلب نشستی و زمینگیر شدم
قلب شعر از طپش افتاد و منم پیر شدم
ساعت از ثانیه ها رد نشد و بیدارم
"48 ساعته که من خودمو سیگارم"
از همان ثانیه هائی که خرابم کردند
دو سه پیکی که نخوردم و شرابم کردند
میشود با تو شود اینهمه دست و آغوش
مثل سیگار خدا , توی غروبی خاموش



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 3 خرداد 1393 04:07 ب.ظ